ای پـادشــــه خوبـــان داد از غــم تنــهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
رنجوری ومشتاقی دور از تــو چـنانم کـرد کز دسـت بخواهـد شـــد پایـان شـکیبــایی
ای درد توام درمـــان در بــستر نـاکـــامی وی یاد توام مونس در گوشه ی تنهـــــایی
در دایــــره قســمت ما نقطه ی تسلیمیـم لطف آنچه تو اندیشی حـکم آنچه توفرمایی
حافــــظ شب هجران شد بوی خــوش وصل آمد
شــــادیت مبـــارک بــاد ای عاشــــق شیـــدایی